دیروز رفته بودم نمایشگاه کتاب. توی فهرستی که از کتابهای منتشر شدۀ آیزاک به فارسی تهیه کرده بودم، دو تا کتاب بود که من نداشتم. قصدم این بود که به ناشرش سر بزنم و اگه موجود بودن، اون کتابها رو بخرم. اما متأسفانه اصلاً اون ناشر حضور نداشت. حالا نمیدونم انتشارات منحل شده بود یا اینکه توی نمایشگاه نیومده بودن. 
خلاصه گفتم بهتره با چند تا ناشر دیگه در مورد انتشار کتاب Buy Jupiter که هفتۀ گذشته ترجمش تموم شده صحبت کنم. 
یهو یاد انتشارات شقایق افتادم که در دهۀ 60 و 70، تعداد زیادی از معروفترین کتابهای آیزاک رو منتشر کرده بودن. با خودم گفتم بد نیست یه سری هم به اونها بزنم که هم تجدید خاطره بشه، هم خدا رو چه دیدی، شاید مشتاق بودن بعد از 20 سال، یه کتاب دیگه از آیزاک منتشر کنن.
مدیر و یک نفر از کارمندان انتشارات رو از روی چهره می شناختم. اونها هم توی غرفه حضور داشتن. روی میز هیچ کتابی از آیزاک نبود، قفط تعداد زیادی کتاب رمان سبک و عاشقانۀ ایرانی بود.
پرسیدم: دیگه از آسیموف چیزی چاپ نمی کنین؟
مدیر انتشارات گفت: نه، ولی اگه چیزی میخواین توی انبارمون موجوده، میتونین بعد از نمایشگاه تشریف بیارین. 
گفتم: نه، همۀ اونهایی که منتشر کردین رو من دارم. منظورم اینه که من یه کتاب از آیزاک ترجمه کردم، گفتم شاید علاقمند باشید چاپش کنید.
-: متأسفانه دیگه از این کتابها استقبال نمیشه. می‌بینین که ما هم مجبور شدیم از اینها چاپ کنیم. و به رمانهای روی میز اشاره کرد.
با تأسف سری تکون دام. واقعاً چقدر حیفه که با ادبیات علمی‌تخیلی در کشور ما چنین برخوردی میشه و اینطور مهجور و مونده و سطح پایین نگه داشته شده. همه فکر می کنن که ادبیات علمی‌تخیلی فقط یه چیز خوش آب و رنگ و سرگرم کنندس و به درد بچه‌ها می خوره، در صورتی که همین تخیل علمیه که چرخ‌های ذهن دانشمندان و مهندسان رو به کار میندازه و تلاش می کنن که اون تخیلات رو عملی کنن. مملکتی که تخیل علمی نداشته باشه، چطور می خواد پیشرفت کنه؟!!!