خوب دوستان، تا به اینجا 14 داستان از داستان‌های حذف شدۀ آیزاک رو که قولش رو داده بودم ترجمه کردم. البته فقط 9 تا از اونها رو توی وبلاگ قرار دادم. حالا همۀ اون چهارده داستان رو در قالب یک کتاب آماده می‌کنم و تیرماه برای آپلود قرار میدم. علت این که تیر ماه رو انتخاب کردم اینه که اولاً فعلاً در حال ویرایش نهایی کتاب هستم و دوماً منتظرم تا شمارۀ دوم مجلۀ «فصل علم و خیال» منتشر بشه تا در انتهای اون کتاب معرفی و تبلیغش کنم. اسم کتاب رو هم گذاشتم «... که در اندیشۀ او هستی» که نام یکی از داستان‌های کتابه. این هم تصویر جلد کتاب خواهد بود: 

و اما یه مسألۀ دیگه. سال گذشته که کار ترجمه رو شروع کردم، از لحاظ اقتصادی اصلاً سال خوبی برای من نبود و من عملاً کل سال گذشته رو بیکار و خونه نشین بودم. در نتیجه از فرصت بدست اومده استفاده کردم و این داستان‌ها رو ترجمه کردم. متأسفانه توی مملکت ما برای محتوای فرهنگی ارزش اقتصادی قائل نیستن و من نمی‌تونم از طریق ترجمۀ داستان هزینه‌های زندگیم رو تأمین کنم. 
اما دو سه هفته پیش از  کارگاهی که پدرم توش کار می‌کرد بهم پیشنهاد کار شد و من دو سه هفتس که توی اون کارگاه به کار حسابداری و برشکاری پیراهن مردونه مشغولم. البته از حسابداری بدم نمیاد و برشکاری هم کار سختی نیست اما بنا به تجربۀ قبلی از این کار خیلی بدم میاد، ولی خوب چاره‌ای نیست. 
به همین دلیل اوقات فراغتم خیلی کم شده. البته فکر نکنید که ترجمه رو متوقف خواهم کرد و دیگه داستانی نخواهم فرستاد. هرگز این طور نخواهد شد. تا وقتی که زنده باشم و داستانی از آیزاک وجود داشته باشه که ترجمه نشده باشه. به این کار ادامه میدم اما مطمئناً حجم کار به اندازۀ گذشته نخواهد بود که امیدوارم پوزش بنده رو بپذیرین.