بیست سال پیش کتابی از آیزاک آسیموف توی یه کتاب فروشی دیم به نام «خدایان هم». پیش از شروع داستان نوشته بود: تذکر! داستان با بخش ششم شروع می شود. این یک اشتباه نیست. دلیل ظریفی در آن نهفته است. بنابراین کتاب را بخوانید، امیدوارم لذت ببرید. کنجکاو شدم و کتاب رو خریدم. هر چند که بدون کنجکاوی هم این کار رو میکردم.
من کتاب رو چند بار شروع کردم، اما هر بار به علتی نتونستم کامل بخونم، تا این که بالاخره یه بار عزمم رو جزم کردم و هر جوری که بود خوندم و تمومش کردم. اون قدر ترجمش بد بود که مطلقاً هیچی نفهمیدم. این رو هم نفهمیدم که چرا کتاب با فصل ششم شروع شده. بعد از اون هم دوباره سراغش نرفتم. تا امسال.
چند وقت پیش یه سر رفته بودم کتابسرای تندیس. اونجا ترجمۀ دیگه ای از همون کتاب رو داشتن که آقای حسین شهرابی زحمتش رو کشیده بودن. البته من یکی دو سال بود که میدونستم این ترجمه جدید وجود داره اما بنا به تجربۀ بدی که با این کتاب داشتم، جرأت نمیکردم برم طرفش. اما این بار دلم رو به دریا زدم و کتاب رو خریدم و خوندم.
اوایل کتاب به نکات علمی‌ای اشاره شده بود که من بیست سال پیش نمیدونستم. اما حالا که اونها رو میدونستم، راحت درک میکردم. به خاطر همین ترس برم داشت که نکنه ترجمۀ قبلی رو به خاطر نداشتن آگاهی به اون نکات علمی نفهمیدم. به خاطر همین چند جا ترجمه ها رو با هم مقایسه کردم و دیدم که نه، ترجمۀ قبلی واقعاً افتضاحه.
به هر حال ممنونم از آقای حسین شهرابی که زحمت کشیدن و ترجمۀ خوبی از این کتاب ارزشمند ارائه دادن و تشکر از کتابسرای تندیس که زحمت انتشار این کتاب رو کشیدن. البته تشکر اصلی هم مال خود آیزاکه که این کتاب رو نوشته.
پی نوشت: من هنوز هم نفهمیدم که چرا کتاب با فصل ششم شروع میشه!