من گفتم: «نمی‌خواد قصه رو متوقف کنی. وگرنه می‌زنم و لیوان اسکاچتو میندارم اون ور!»

گریسولد نگاه خشنی به من انداخت و از عمد، لیوان نوشیدنی‌اش را تا ته سرکشید. سپس آن را روی میز گذاشت و دستی به سبیلش کشید. آنگاه ابروهای سفیدش را رو به من بالا برد و گفت: «یعنی هیچ کدومتون نفهمیدین؟ عجب خنگایی هستین!»

سپس ادامه داد: «ببینین، بهتون گفته بودم که شویمر بلد بود انگلیسی حرف بزنه، ولی فقط با آلمانی راحت بود. وقتی که در پشت سرش شکست و خطر شکنجه و اعدام رو حس کرد، وقت نداشت که به زبونی غیر از آلمانی فکر کنه، در ضمن، واژۀ آلمانی‌ای که به کار برد، کوتاهتر از معال انگلیسیش بود.»

بارانوف با سردرگمی پرسید: «کدوم واژۀ آلمانی؟»

«Gift یه واژۀ انگلیسیه، ولی یه واژۀ آلمانی هم هست که معنی کاملاً متفاوتی داره. Gift در زبان آلمانی، معادل Poison در انگلیسیه که به معنی سمه.»

هنوز نفهمیده بودیم. جنینگز گفت: «این واژه هم که مثل قبلی معنی نداره!»

گریسولد گفت: «معنی نداره؟ اون هم با وجود کسی به نام سیمور نورمن هاید که دوست داره با اسم کوچیک صداش کنن؟ اگه اسمش رو به صورت سای ان. هاید بنویسیم، شبیه اسم معروف‌ترین سمی میشه که تقریباً به همین شکل نوشته میشه، هم به انگلیسی و هم به آلمانی!»