گریسولد موقعیت صندلی‌اش را تنظیم کرد، گویی دوباره می‌خواست به خواب برود، ولی بارانوف مچ دست او را گرفت و گفت: «یعنی می‌خوای بگی می‌دونی منظور لوکاس، کدوم مقیاس دما بود؟»

گریسولد آزرده گفت: «معلومه که می‌دونم. کاملاً واضحه. اگه کسی بگه چهل درجه و بعدش حرف نامفهوم بزنه، اون حرف نامفهومش لزوماً مقیاس فارنهایت یا سلسیوس نیست. مورد سومی هم هست.»

پرسیدم: «که چی باشه؟»

«می‌تونسته گفته باشه زیر صفر.»

جنینگز گفت: «حتی اگه اینو هم گفته باشه، هنوز معلوم نیست منظورش فارنهایت بوده یا سلسیوس.»

گریسولد گفت: «چرا، معلومه. بهتون که گفتم 40 درجۀ سلسیوس برابر با 72 درجۀ فارنهایته. مفهومش اینه که چهل درجۀ سلسیوس زیر دمای انجماد آب، میشه 72 درجه پایین‌تر از 32 درجۀ فارنهایت که دمای انجماد آبه. ولی 72 درجه پایین‌تر از 32 درجه، میشه چهل درجه زیر صفر فارنهایت.

در نتیجه، 40 درجه زیر صفر سلسیوس، میشه 40 درجه زیر صفر فارنهایت. اگه کسی بگه 40 درجه زیر صفر، فرقی نمی‌کنه که فارنهایت باشه، یا سلسیوس، چون این تنها دماییه که مقیاسش مهم نیست. به خاطر همینم بود که لوکاس گفت مهم نیست. هر چند که بروک این نکتۀ کوچیکو نفهمید و فکر نکنم اون قدر مخ داشته باشه که بفهمه اون ترکیبات چطور ساخته شدن. حتی شاید در تمام طول زندگی ما هم کسی اینو نفهمه. در نتیجه مجبوریم به پیر شدن ادامه بدیم!»