گریسولد توجهش را به نوشیدنی‌اش برگرداند و به نظر می‌رسید که عمیقاً در فکر فرو رفته است. پرسیدم: «داری راجع به چی حرف می‌زنی؟ اگه معنی اون عبارت، صفحۀ سیزدهم خط دوم نبود، پس چی بود؟»

گریسولد گفت: «موضوع این نیست چون معنی اون عبارت همین بود. اونا هم داشتن از کتاب درست استفاده می‌کردن. فقط موضوع این بود که مأمور ما این رو یه اصطلاح دو پهلو می‌دونست و به این ترتیب باعث تفسیر غلط شده بود. من با یه خورده فکر کردم منظورشو فهمیدم، همون طوری که هر کس دیگه‌ای باید بفهمه.»

گفتم: «ولی من نمی‌فهمم!»

«خوب یه خورده فکر کن! خط‌های روی صفحۀ کتاب شماره ندارن. پس معنی خط دوم، همون خط دومه. از بالا می‌شمریم تا برسیم به خط دوم. ولی صفحه‌ها شماره خوردن و همین باعث بروز مشکل میشه. صفحۀ سیزدهم لزوماً به معنی صفحۀ شمارۀ 13 نیست.»

بارانوف با صدای بلند گفت: «گریسولد، دیگه داری مزخرف میگی! مگه صفحۀ سیزدهم چه معنی دیگه‌ای به جز صفحۀ شمارۀ 13 داره؟»

گریسولد گفت: «می‌بینم که توی جیب کتت یه کتاب جلد کاغذی داری. پس لازم نیست بفرستیم یکی برامون بیارن. میشه کتابو از جیبت دربیاری و صفحۀ اول رمانو بیاری؟ خوب، دیدی؟ اون صفحۀ اول رمانه، ولی صفحۀ شمارۀ 1 هم هست؟»

بارانوف با صدای آهسته‌ای گفت: «نه، صفحۀ شمارۀ نُهه.»

گریسولد گفت: «دقیقاً. توی کتابای جلد کاغذی، شمارۀ صفحه‌ها از همون اول کتاب شروع میشه و توی صفحۀ عنوان، شناسنامۀ کتاب، فهرست فصل‌ها و تقدیم کتاب و غیره، ادامه داره. البته این صفحه‌ها رو عملاً شماره نمی‌زنن، تا وقتی که رمان واقعاً شروع بشه. در نتیجه صفحۀ اول رمان ممکنه صفحۀ 5، 7، 9، 11 یا غیره باشه. بستگی داره به این که پیش از شروع رمان چند صفحه استفاده شده باشه.

در نتیجه متوجه میشین که صفحۀ شمارۀ 13، واقعاً هم سیزدهیم صفحه از کتابه، ولی سیزدهمین صفحه از رمان نیست. این همون موضوعی بود که مأمور ما توی هو تلاش می‌کرد تا توضیح بده ولی هیچ کس به حرفش گوش نداده بود. اون عمداً از عبارت سیزدهمین صفحه استفاده کرده بود تا نشون بده منظورش صفحۀ شمارۀ 13 نیست، بکه سیزدهمین صفحه از رمانه که افتاده بود به صفحۀ 21 کتاب. وقتی که از کلیدواژۀ خط دوم اون صفحه استفاده کردن، پیام معلوم شد، هر چند که دیگه دیر شده بود.»